، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

مامانی در کنار یه فرشته

بدون عنوان

سلام فرشته مامان ... مامان دلش گرفته اندازه همه دنیا ..باور کن همش اشک توی چشمم هست... اگه تو نباشی نمی خوام باشم نمی خوام حتی یک لحظه باشم...از این به بعد فقط به خاطر تو زندگی می کنم.......... اگه نباشی من هم نیستم .............. صبح با بابا بحثم شد.........
15 مهر 1392

بدون عنوان

فرشته مامان جات خوبه؟؟؟؟ من که خیلی خوبم و به بودن تو در وجودم می بالم ..امروز خاله زنگ زد و گفت باید 3 روز در هفته این نی نی به من بدی من هم گفتم تو بیا پیشش هه هه...مامان هم که خیلی خوشحاله..جلوی من ادای آدم های نگران در میاره اما خاله می گه تو خونه کلی خوشحالی می کنه .... بوس همه منتظر تو هستن بیا و با قدم هات برکت رو به زندگی ما بیار  
14 مهر 1392

بدون عنوان

فرشته مامان امیدوارم توی دلم جات راحت باشه....... فرشته جونم فک کنم تو شبیه بابایی شدی اخه من همش هوس گوشت می کنم ..قبلا اصلا دوست نداشتم اما الان دلم ضعف می ره وقتی کباب می بینم...بابا عاشق گوشت بوده فک کنم تو شبیه اون شدی ........ هنوز نرفتم دکتر تورو ببینم امیدوارم برم  و همه چیز خوب باشه.......سعی می کنم آروم باشم تا تو احساس خوبی داشته باشی
13 مهر 1392

بدون عنوان

فرشته مامان می دونم اومدی اطمینان دارم تو رو با همه وجود احساس می کنم .... الان می خوام زنگ بزنم آزمایشگاه جواب آز بگیرم...تپش قلب دارم نگرانم نمی دونم چرا........
10 مهر 1392

اومدن فرشته

فرشته قشنگم یعنی تو اومدی .....الان بی بی چکم مثبت شد... امروز صبح نیت کردم که برم آز ..بلند شدم رفتم مرخصی گرفتم و رفتم اطراف شرکت گشتم تا یه جایی پیدا کنم . یه درمانگاه دیدم.خیلی کثیف و شلوغ بود من هم رفتم تو .......رفتم آزمایشگاه گفتم من آز بارداری می خوام بدم گفت باید دکتر بنویسه. رفتم نوبت دکتر زنان گرفتم البته هیچ جا پول نمی گرفتن..من هم فکر می کردم آخر می گیرن. رفتم تو ....دکتر واسم آز نوشت... بعدش رفتم آز دادم دیدم نوشته جواب 14 مهر گفتم یعنی هفته دیگه سه شنبه....گفتم آخه چرا؟؟ گفت این درمانگاه دولتیه و بدون پوله شلوغه و حالا حالا جواب نمی ده..من هم ناامید اومدم بیرون.. سرراه داروخانه دیدم رفتم داروخانه یه بی بی چک گرفتم تو شرک...
9 مهر 1392

بدون عنوان

فرشته مامان ..مامان حالش خوب نیست.....خسته است و معده درد داره الان می رم بیرون شرکت تا آز بدم ........ می خوام استراحت کنم اگه تو اومده باشی ..............دلم خیلی درد می کنه ......هزارتا نگرانی دارم
9 مهر 1392

بدون عنوان

سلام فرشته مامان فکر می کردم پری شدم اما فقط چند تا لک بود و تمام شد....یک روز کلی گریه کردم و زاری کردم.....فکر کنم این ماه هم نیومدی ...اما قطع شد.. هنوز نه بی بی زدم و نه رفتم آز بدم ..شاید امروز بدم ..شاید شاید..دلم می خواد هنوز به امیدن تو امید داشته باشم.نمی دونی این چند روز چقدر از خدا تشکر کردم گفتم خدایا تو اومده باشی
9 مهر 1392